دعا درخواست فراهم شدن اسباب و عواملى است که از دائره قدرت انسان بیرون باشد، آن هم از کسى که قدرتش بى‌پایان و هر امرى براى او آسان است.

 

یکى از امور مهم در برقرارى رابطه انسان با خدا و از جمله ضروریات اسلام، دعا مى‌باشد. در قرآن شریف، آیات متعدد و در روایات اولیاى اسلام، احادیث فراوانى رسیده است که مسلمانان را به دعا ترغیب نموده و به استجابت آن وعده داده است. دعا در لغت به معنى خواندن و حاجت خواستن و در اصطلاح روى آوردن به خداوند و درخواست از او با حالت خضوع است، دعا پدیده‌اى فطرى و از اساسى‌ترین نیازهاى روحى و روانى انسان است که در تمام کاوش‌هاى روانشناختی، ضرورت وجود آن تایید شده است. به دلیل همین رابطه دعا با فطرت است که آن را مایه آرامش و تسکین دردهاى روحى انسان و کاهش شدیت اضطراب دانسته‌اند.
در قرآن مجید، از دعا به عنوان راه خودسازی، خداشناسى و رابطه میان انسان و خداوند یاد شده است. اهمیت این موضوع تا بدان جا است که خداوند به پیامبرش مى‌فرماید: قل ما یعبوا بکم ربى لولا دعاوکم(1( )بگو: پروردگارم براى شما ارجى قائل نیست اگر دعاى شما نباشد.)
و در جایى دیگر مى‌فرماید: وقال ربکم ادعونى استجب لکم ان الذین یستکبرون عن عبادتى سید خلون جهنم داخیرن(2( )پروردگار شما گفته است: "مرا بخوانید تا (دعای) شما را بپذیرم. کسانى که از عبادت من تکبر مى‌ورزند، به زودى با ذلت وارد دوزخ مى‌شوند.)
آنچه مى‌توان از این دو آیه استفاده کرد آن است که:
الف. دعا کردن محبوب الهى و خواست حضرتش مى‌باشد.
ب. بعد از دعا، وعده اجابت داده شده است (البته با رعایت شرایط آن نه مطلق)
ج. دعا خود یک نوع عبادت است، چنانکه پیامبر خدا(ص) فرمود: الدعاء هو العباده(3( )دعا عبادت است.)
فلسفه دعا و نیایش
دعا درخواست فراهم شدن اسباب و عواملى است که از دائره قدرت انسان بیرون باشد، آن هم از کسى که قدرتش بى‌پایان و هر امرى براى او آسان است. بر این اساس آنها که حقیقت دعا و اثرات تربیتى و روانى آن را نشناخته‌اند، ایرادهاى گوناگونى به مسئله دعا گرفته‌اند از جمله اینکه گاه دعا را عامل تخدیر دانسته‌اند؛ چرا که مردم را به جاى فعالیت و کوشش و استفاده از وسائل پیشرفت و پیروزى به سراغ دعا مى‌فرستد و به آنها تعلیم مى‌دهد به جاى هر تلاشی، دعا کنید!
و گاه آن را فضولى در کار خدا مى‌دانند! چرا که خداوند هرچه مصلحت بداند، انجام مى‌دهد، او به ما محبت داشته و مصالح ما را بهتر مى‌داند.
و زمانى دعا را منافات با مقام رضا و تسلیم در برابر اراده خداوند مى‌دانند؛ در حالى که چنین ایرادهایی، نشانه غفلت آنان از آثار روانی، اجتماعی، تربیتى و معنوى دعا و نیایش است، زیرا اولا انسان براى تقویت اراده و برطرف کردن ناراحتى‌ها به تکیه گاهى احتیاج دارد، که دعا بهترین تکیه‌گاه و روشن کننده چراغ امید و آرامش دهنده انسان است و ثانیا یکى از شرایط مهم استجابت دعا، توام گشتن آن با عمل و تلاش و کوشش است، چنانکه در کلمات قصار امیر مومنان(ع) مى‌خوانیم:
الداعى بلا عمل کالرامى بلاوتر(4)
(دعا کننده بدون عمل و تلاش، همانند تیر انداز بدون "زه" است.(با توجه به اینکه زه عامل حرکت و وسیله راندن تیر به سوى هدف است، نقش "عمل" در تاثیر دعا روشن مى‌گردد.)
الکسیس کارل در کتاب نیایش مى‌گوید: "فقدان نیایش در میان ملتی، برابر با سقوط آن ملت است. اجتماعى که احتیاج به نیایش را در خود کشته است، معمولا از فساد و زوال مصون نخواهد بود". و نیز مى‌گوید: "نیایش در همین حال که آرامش را پدید آورده است در فعالیتهاى مغزى انسان یک نوع شگفتى و انبساط باطنی، و گاهى روح قهرمانى و دلاورى را تحریک مى‌کند".
اهمیت دعا از دیدگاه اسلام
نیایش و دعا جزء سیره و روش و مورد سفارش ائمه اطهار(علیهم السلام) و انبیاء الهى بوده است. از جمله آن نیایشها "مناجات شعبانیه" است که در روایتى نقل است که امیرالمومنین و امامان از اولاد او این دعا را مى‌خوانده‌اند. دعاى کمیل، ابوحمزه ثمالی، مناجات پانزده‌گانه امام زین‌العابدین(ع) و بسیارى از دعاها و نیایش‌هاى ناب که اکثرا در مفاتیح الجنان آمده است، حکایت از آن دارد که در متن اسلام به عبادت، (به آنچه که واقعا روح نیایش و پرستش است)، یعنى رابطه انسان با خدا توجه زیادى شده است. آنچه از روایات معصومین (علیهم السلام) استفاده مى‌شود این است که هر فردی- چه آن کس که در عافیت زندگى مى‌کند و چه آن کس که گرفتار است- به دعا نیاز دارد، با این تفاوت که دعاى دومى براى برطرف کردن بلا و گرفتارى است و دعاى اولى براى افزایش عافیت و جلوگیرى و پیشگیرى از نزول بلا است؛ چنانکه حضرت علی(ع) مى‌فرماید: "ما من احد ابتلى و ان عظمت بلواه باحق بالدعاء من المعافى الذى لا یامن من البلاء"(5)
(مبادا کسى که فعلا بلایى به او روى نیاورده و در عافیت زندگى مى‌کند چون در آینده از مشکلات در امان نیست گمان کند که انسان گرفتار بیش از او به دعا نیازمند است.)
خداوند متعال نیز کسانى را فقط در گرفتارى و محنت به درگاه او روى آورده و دعا مى‌کنند مورد نکوهش قرار داده و مى‌فرماید: "واذا مس الانسان الضر دعانا لجنبه او قاعدا او قائما فلما کشفنا عنه ضره مرکان لم یدعنا الى ضر مسه کذلک زین للمسرفین ما کانوا یعملون".(6)
(هنگامى که به انسان زیان (وناراحتی) برسد، ما را (در هرحال) در حالى که به پهلو خوابیده، یا نشسته یا ایستاده است، مى‌خواند؛ اما هنگامى که ناراحتى را از او برطرف ساختیم، چنان مى‌رود که گویى هرگز ما را براى حل مشکلى که به او رسیده بود، نخوانده است.
این گونه براى اسرافکاران، اعمالشان زینت داده شده است(که زشتى این عمل را درک نمى‌کنند.)
الف. آثار دعا
چنانکه گذشت دعا نه تنها در دین اسلام بلکه در تمام ادیان الهى مورد توجه بوده است و ائمه معصومین(علیهم السلام) نیز تاکید فراوانى بر دعا و نیایش در برابر ذات اقدس الهى داشته‌اند. امام صادق(علیه اسلام) مى‌فرماید:‌(زیاد دعا کنید، زیرا دعا کلید بخشش خداوند و وسیله رسیدن به هر حاجت است، نعمتها و رحمتهایى نزد خداوند است که جز با دعا کردن نمى‌توان به آن رسید و بدان! هر در را که بکوبى عاقبت گشوده خواهد شد.(7)
اگرچه دعا گاهى براى جلب منفعت و سود مادى و زمانى به منظور دفع ضرر و زیان و گاهى در قالب نفرین دشمنان اسلام و برخى به شکل پوزش و عذرخواهى از قصور و تقصیرها و برخى نیز براى جلب بهره‌هاى معنوى و کرامات اخروى است، ولى آنچه مسلم است، دعا آثار خیر و برکات دنیوى و اخروى فراوانى دارد که به ذکر چند نمونه اکتفا مى‌شود؛
1- دفع بلا
رسول خدا(صلى الله علیه و آله) مى‌فرماید: الدعاء سلاح المومن(8)
بر اساس این فرمایش، آنان که از دعا به عنوان بهترین عبادت محرومند، پایگاه و پناهگاه محکمى در برابر مشکلات زندگى نداشته و چونان آدم بى‌اسلحه و سپرى هستند که در میدان نبرد زندگى درمانده شده‌اند.
امیرالمومنین(علیه‌السلام) نیز فرمود: ادفعوا امواج البلاء بالدعاء(9( )امواج بلا را با دعا برطرف کنید.)
2- جلب منفعت
امام صادق(ع) مى‌فرماید: ان عندالله عزوجل منزله لا تنال الا بمساله و لو ان عبدا سدفاه و لم یسئل لم یعط شیئا فاسئل تعط انه لیس من باب یقرع الا یوشک ان یفتح لصاحبه. (10)
(نزد خدا مقامى است که جز با دعا و تقاضا نمى‌توان به آن رسید واگر بنده‌اى دهان خود را از دعا فرو بندد وچیزى تقاضا نکند، چیزى به او داده نخواهد شد. پس از خدا بخواه تا به تو عطا شود، چرا که هر درى را بکوبید واصرار کنید سرانجام گشوده خواهد شد.)
3- برآورده شدن خواسته‌ها
به دلیل تاثیر شگرف دعا در برآوردن خواسته‌ها، امام علی(علیه السلام) در وصایایش، از فرزندانش امام حسن(علیه السلام) مى‌خواهد که:
"پس حاجت خود را با او بگوى و آنچه در دل دارى نزد او بازگوی، غم و اندوه خود را در پیشگاه او مطرح کن تا غمهاى تو را برطرف کند ودر مشکلات تو را یارى رساند؛ و از گنجینه رحمت او چیزهایى را درخواست که جز او، کسى نمى‌تواند عطا کند مانند عمر بیشتر، تندرستى بدن و گشایش در روزی".(11)
4- برگرداندن قضاى الهی
رد قضاى الهى از رایج‌ترین تاثیر دعا است که در روایات بسیارى به آن اشاره شده است. از معصوم وارد است که در این باره مى‌فرماید: الدعاء یرد القضاء المبرم فاتخذوه عده. (12)
دعا قضاى حتمى را باز مى‌گرداند، پس آن را ساز و برگ خود گیرید.
و نیز فرمود:‌(دعا مانع تاثیر قضا مى‌شود، بر خلاف فرار و گریختن که نمى‌تواند جلو قضا را بگیرد.) سپس به ماجراى یونس (علیه السلام) و قوم او در قرآن اشاره و استناد مى‌فرماید.
امام موسى بن جعفر (علیه السلام) مى‌فرماید: علیکم بالدعاء فان الدعاء و الطلب الى الله تعالى یرد البلاء و قدقدر(13)
دعا کنید؛ چون دعا و طلب کردن از خداوند تعالی، بلا را دفع مى‌کند، حتى اگر مقدر شده و بدان حکم گردیده و به جز اجرایش چیزى نمانده بود.
4- بخشایش گناهان
یکى دیگر از آثار دعا، عفو گناهان است.
امیرالمومنین(علیه السلام) مى‌فرماید: لا یخطى المخلص فى الدعاء احدى ثلاث ذنب یغفر او خیر یعجل او شر یوجل. (14)
( آن کس که در دعا مخلص باشد، از دستیابى به یکى از سه چیز محروم نخواهد شد، یا گناه او بخشوده مى‌شود و یا در دادن خیر به او تعجیل مى‌شود و یا شرى از او به تاخیر مى‌افتد.)
اگرچه آثار دعا در زندگى فردى واجتماعى بسیار و از حد این نوشتار خارج است. اما ذکر این نکته ضرورى است که استجابت دعا شرایط خاصى را مى‌طلبد که آماده‌سازى آن شرایط بر عهده دعا کننده است.
شرایط استجابت دعا
آنچه از کتاب وحی، قرآن کریم، و روایات ائمه اطهار(علیهم السلام) رسیده است ترغیب و تاکید بر دعا و وعده استجابت آن است؛ ولى ذکر این نکته ضرورى است که استجابت دعا نیازمند شرایط و مقدماتى است که توبه، پاکى قلب و روح، حضور قلب در هنگام دعا، عمل به پیمانهاى الهی، ایمان وعمل صالح، امانت و درستکارى از جمله این شرایط است که به برخى دیگر از این شرایط اشاره مى‌شود؛
1- اطاعت
نخستین شرط دعا شناخت و معرفت کسى است که انسان او را مى‌خواند. چه آنکه شناخت واقعى از او باعث ارتباط عمیق بین خالق و مخلوق شده و اطاعت حضرتش را به دنبال خواهد داشت چنانکه قرآن با تاکید بر این ارتباط مى‌فرماید:
فاذکرونى اذکرکم(15( )پس به یاد من باشید، تا به یاد شما باشم.) و در مقابل مى‌فرماید: ولا تکونوا کالذین نسوا الله فانسیهم انفسهم. (16)
(و همچنین از کسانى نباشید که خدا را فراموش کردند وخدا نیز آنها را به "خود فراموشی" گرفتار کرد.)
مسلما این ذکر و یادآورى مربوط به ذکر زبانى نیست، بلکه ذکرى مورد قبول است که با ایمان و عمل صالح باشد، چنانکه خداوند متعال در سوره بقره شرط اجابت را، ایمان بندگان معرفى کرده و مى‌فرماید: و اذا سئلک عبادى عنى فانى قریب اجیب دعوه الداع اذا دعان فلیستجیبوا و لیومنوا بى‌ لعلهم یرشدون (17)
( و هنگامى که بندگان من، از تو درباره من سئوال کنند (بگو: من نزدیکم؛ دعاى دعا کننده را به هنگامى که مرا مى‌خواند، پاسخ مى‌گویم. پس باید دعوت مرا بپذیرند و به من ایمان آورند تا راه یابند.)
فاستجاب لهم ربهم انى لا اضیع عمل عامل منکم.(18)
(خداوند درخواست آنها را پذیرفت (و فرمود:) من عمل هیچ عمل کننده‌اى از شما را، زن باشد یا مردم، ضایع نخواهم کرد.)
2- اخلاص
اخلاص بدین معنا است که انسان همه تاثیرها را منحصرا از آن خداوند بداند و براى هیچ یک از عوامل طبیعى و غیر طبیعی، تاثیری- مگر به وساطت و طبق خواست خداوند- قائل نباشد، چنانکه قرآن کریم مى‌فرماید:‌فادعوا الله مخلصین له الدین(19( )تنها خدا را بخوانید و دین خود را براى او خالص کنید.)
بنابراین اگر کسى با رعایت تمام شئون دعا، خداوند را بخواند، اما در درون جانش اجابت خواسته‌اش را در دست غیر خداوند بداند، دچار شرک شده و قطعا دعایش مستجاب نخواهد شد. امیرالمومنین(علیه السلام) مى‌فرماید: (خداوند بندگانى را که براى رفع حاجت خود به دیگران دل بسته‌اند به شدت نکوهش مى‌کند و به رغم خواسته همه جهانیان امید آنان را به یاس تبدیل خواهد کرد(.)20)
3- غذاى پاک
پاک بودن اموال از هرگونه غصب، رشوه، کم فروشی، ظلم و ستم و... از شرایط مهم استجابت دعا است. چه آنکه عدم پرداخت خمس و زکات واجب، اموال انسان را با حق دیگران مخلوط کرده و اگر زندگى و بالطبع غذاى انسان آلوده به حرام شود، مانع مهم براى استجابت دعا خواهد بود؛ چنانکه رسول خدا (صلى‌الله علیه و آله) مى‌فرماید: من احب ان‌ یستجاب دعائه فلیطلب مطعمه و مکسبه.(21)
کسى که دوست دارد دعایش مستجاب شود، باید غذا و کسب خود را پاک کند.
و نیز آن حضرت به کسى که عرض کرد: دوست دارم دعایم مستجاب شود، فرمود: طهر مالکلک ولا تدخل بطنک الحرام.(22)
(از خوردنى‌هاى حلال و طاهر استفاده کن و مال حرام رادر شکم خود راه نده.)
4- ترک گناه
شرط دیگرى که در استجابت دعا و درخواست از خداى متعال لازم مى‌باشد، ترک گناه و معصیت مى‌باشد؛ چه آنکه گناه در واقع مخالفت با پروردگار است. بدین جهت است که امیرالمومنین (علیه‌السلام) در دعاى کمیل مى‌فرماید: اللهم اغفر لى الذنوب التى تحبس الدعاء و در جایى دیگر مى‌فرماید: یا سیدى ! فاسئلک بعزتک ان لا یحجب عنک دعایى سوء عملى و فعالى (اى آقا و مولاى من به عزتت قسم از تو مى خواهم که بدى کردار و رفتار من موجب پوشیده شدن دعاى من از تو نشود.)
5- استفاده از موقعیت‌هاى خاص
براساس تعالیم ائمه معصومین (علیهم‌السلام) برخى مکانها (مثل مسجد، خانه کعبه، حرم امام حسین (علیه‌السلام) و ... و برخى زمانها (مثل شب و روز جمعه، شب قدر، روز عرفه، هنگام اذان صبح و ظهر و ...) و نیز دعا به صورت دستجمعى و دعا براى دیگر مومنان در استجابت دعا بسیار موثر است.
اسرار محرومیت یا تاخیر اجابت
در روایات رسیده از ائمه اطهار (علیهم‌السلام) موانع متعددى براى عدم استجابت دعا و یا تاخیر در آن ذکر گردیده است که برخى از آن عبارتست از:
1- گناه
آنچه از سخنان معصومین (علیهم‌السلام) استفاده مى‌شود، گناه و معصیت الهى مهمترین دلیل بر عدم استجابت دعا است و سوء نیت، نفاق، تاخیر نماز از اول وقت، بدزبانی، غذاى حرام، ترک صدقه و انفاق در راه خدا(23) برخى از آن معاصى و موانع است چنانکه حضرت على (علیه‌السلام) مى‌فرماید: المعصیه تمنع الاجابه(24( )گناه و معصیت مانع اجابت دعا است.)
2- عدم مصلحت
موارد متعددى است که شخص بر اجابت خواسته‌اش پافشارى مى‌کند ولى نمى‌داند اجابت آن خواسته به مصلحت (فعلى یا دائمی) او با دیگران نمى‌باشد. در چنین مواردى آن دعا اجابت نمى‌شود و یا به طبق مصلحت به تاخیر مى‌افتد. قرآن کریم در این زمینه مى‌‌فرماید: عسى آن تکرهوا شیئا و هو خیرلکم و عسى آن تحبوا شیئا و هو شرلکم(25( )چه بسا چیزى را خوش نداشته باشید، حال ان که خیر شما در آن است؛ و یا چیزى را دوست داشته باشید، حال آنکه شر شما در آن است.)
مولى‌الموحدین‌حضرت‌على (علیه‌السلام) به فرزندش امام حسن(ع) مى‌‌فرماید:
"بسا ممکن است (خداوند) اجابت دعا را به تاخیر اندازد تا پاداش قوى‌ترى بهره درخواست کننده شود، و عطاى شخص امیدوار کاملتر شود، و بسا ممکن است درخواستى داشته باشى که به توندهند و به جاى آن خیرى در دنیا ویا آخرت به تو ببخشند یا آن را با چیزى که برایت بهتر است، جابجا کنند، بسا به دنبال چیزى باشى که اگر به تو داده شود، نابودى دینت در آن باشد."(26)
و نیز فرمود: رب امر حرص الانسان علیه فلما ادرکه ود ان لم یکن ادرکه
"چه بسا انسان نسبت به چیزى حریص است و آن را مى‌طلبد و چون به آن دسترسى پیدا کرد، دوست مى‌دارد اى کاش! اصلا به آن نرسیده بود".
3- خلاف سنن الهی
برخى افراد از روى ناآگاهى خواسته‌هایى از خداوند درخواست مى‌کنند که خلاف نظام عالم و سنن الهى است و چنانچه ائمه معصومین (علیهم‌السلام) افراد را از این دعاها منع مى‌کرده‌اند امام صادق (علیه‌السلام) مى‌فرماید: دعا کننده نگوید اللهم لاتحوجنى الى احد من خلقک ... (بارالها! مرا محتاج به هیچ یک از مخلوقین خود منما، زیرا انسانى نیست مگر آنکه محتاج به مردم است.
بلکه بگوید: خداوند! مرا به اشرار خلقت محتاج منما(.)27)
حضرت على‌ (علیه‌السلام) نیز مى‌فرماید: لایقولن احدکم اللهم انى اعوذ من الفتنه(28( )احدى از شما نگوید: خدایا! از امتحان و آزمایش به تو پناه مى‌برم.) زیرا آزمایش و امتحان مردم قطعى است و حتما همه افراد در زندگى باید مورد آزمایش قرار گیرند.
امام صادق (ع) مى‌فرماید: بجاى جمله فوق اینگونه دعا کنید: خدایا! از آن امتحانى که موجب لغزش مى‌شود و باعث گمراهى و کجروى انسان مى‌گردد به تو پناه مى‌برم.(29)
روایت دیگرى است که مردى در حضور حضرت علی(ع) درباره دوست خود دعا کرد و گفت: خداوند هیچ ناملایم و مکروهى براى اوپیش نیاورد و درباره او روا ندارد.
علی(ع) که این دعا را شنید به او فرمود: "شما براى دوستت دعا به مرگش کردى یعنى مى‌گویى خدایا! دوست مرا از دنیا ببر و به حیات او خاتمه بده، زیرا انسان زنده و کسى که در دنیا زندگى مى‌کند لابد و ناچار باید به ناملایمات و مکروهاتى دچار شود.(30)
3- عدم رعایت آداب دعا
ائمه معصومین (علیهم‌السلام) آدابى را براى دعا و درخواست از ذات اقدس الهى به ما تعلیم نموده‌اند که عدم توجه به این آداب، مانع از استجابت دعا و یا موجب به تاخیر افتادن آن مى‌شود.
آداب دعا:
1- گفتن بسم‌الله الرحمن الرحیم در ابتداى دعا
2- تمجید خداوند
امام صاق (ع) در جواب راوى که پرسید: چگونه خداوند را تمجید کنم؛ مى‌گویى اى کسى که از رگ کردن به من نزدیک‌ترى ... اى کسى که مانند ندارد.
3- صلوات فرستادن بر محمد (صلى الله علیه و آله) و خاندانش
4- اعتراف به گناه
5- دعا کردن براى دیگران
6- دعا به صورت گروهی
7- خوشبینى به اجابت دعا
8- انتخاب زمان مناسب
9- اصرار و پافشارى بر دعا
خلاصه آنکه:
1- ارزش معنوى دعا از سایر عبادات بیشتر است وشاید این برترى از این جهت باشد که عبادت حاکى از خضوع و تذلل عابد در مقابل معبود است؛ ولى دعا علاوه بر خضوع و تذلل، از فقر و نیازمندى دعا کننده در پیشگاه الهى حکایت دارد.
2- اگر چه خداوند متعال وعده اجابت دعا نموده است، اما ذکر این مهم ضرورى است که یکى از شرایط استجابت دعا، توام گشتن ان با عمل و تلاش و کوشش است؛ چنانکه در کلمات قصار امیرالمومنین (علیه‌السلام) مى‌خوانیم الداعى بلاعمل کالرامى بلاوتر(31) دعا کننده بدون عمل و تلاش، مانند تیرانداز بدون "زه" است.
3- روان‌پزشکان‌، دعا و نماز و داشتن یک ایمان محکم به دین را برطرف کننده بسیارى از نگرانیها و تشویق و هیجان وترس - که موجب نیم بیشترى از ناراحتى‌ها است - مى‌دانند.
4- چنانکه گفته شد دعاهایى مستجاب است که با آداب خاص همراه باشد، از این رو خواندن دعاهاى وارده از ائمه معصومین (علیهم‌السلام) که با آداب و شرایط خاص همراه مى‌‌باشد، بسیار موثر است.
پى‌نوشت‌ها:
1- فرقان/77
2- غافر/ 60
3- مجمع البیان، ج8، ص528
4- نهج البلاغه، حکمت337
5- من لا یحضره الفقیه، ج4، ص399
6- یونس/12
7- اصول کافی، ج2، ص268
8- اصول کافی، ج4، ص 213
9- نهج البلاغه کلمات قصار146
.10 کافی، ج2، ص338
11- نهج البلاغه، نامه31
12- خصال، ج2، ص620
13- کنزالعمال، ج2، ص612
14- شرح نهج‌البلاغه، ابن ابى الحدید، ج2، ص267
15- بقره/152
16- حشر/19
17- بقره/186
18- آل عمران/ 196
19- غافر/14
20- بحار، ج .94 ص95
21- سفینه‌البحار، ج 1، ص 448
22- وسائل ج 4، ابواب دعا؛ باب 67
23- اصول کافى ابواب دعا
24- غررالحکم ص 32
25- بقره / 216
26- نهج‌البلاغه، نامه 31
27- سفینه‌البحار، ج 1، ص 447
28- نهج‌البلاغه قصار 90
29- سفینه‌البحار، ج 1، ص 447
30- شرح ابن ابى‌ الحدید، ج 20، ص 289( و قال ربکم ادعونى استجب لکم ان الذین یستکبرون عن عبادتى سیدخلون جهنم داخرین )
پروردگار شما گفته است : مرا بخوانید تـا خواستـه هایتـان را اجـابـت کنم و بـرآورده نمایم . همانا کسانى که از عبـادت من ( درخـواست و سوال از من ) سربـاز مى زنند و سرکشى مى کنند , بـه زودى با ذلت و خوارى وارد دوزخ مى شوند .

 


خداوند در این آیه شریفه بـه صراحت اعلام مى دارد که هر که مرا بخواند و از من چیزى بطلبد , دعایش را مى پذیرم و بـه استجابـت مى رسانم و حاجتش را بـرآورده مى کنم . سپس تاکید مى کند که هر کس از دعا کردن سـرپـیچـى و عصـیان کند و از سـوال و نیایش بـه درگاهم تکبر نماید و مرا نخواند , او را با ذلت بـه جهنم افکنم . واژه عبادت که در این آیه آمده است , مقصود از آن بـه فرموده امام باقر علیه السلام دعا است , زیرا بـرترین و بـا فضیلت ترین عبادت و بندگى خدا , دعا و سوال از درگاه اوست .
از امام باقر علیه السلام سوال مى شود : کدام عبادت افضل است ؟
مى فرماید : چیزى نزد خداى عزوجـل بـرتـر از دعا نیست که از او سوال و درخواست کنند وآنچه را نزد اوست از او بخواهند و هیچ کس نزد خدا دشمن تر نیست از کسى که در عبـادت و پـرستـش ذات مقدسش گردنکشى کند و آنچه را نزد او است درخواست ننماید .
پرسشى که بـه نظر مى رسد این است که بـا این صراحت بـیان آیه مبارکه در استجابـت دعاى مومنان , چرا درخواست ها بـه استجابـت نمى رسد ؟
در این بـاره مطالب جـالب و زیادى در روایات معـصـومین علیهم السلام آمده که بهتر است بدون هیچ حاشیه اى از آنها استفاده کرد .

               شرایط استجابت دعا


مهمترین شرایط استجابت دعا , مصلحت بودن آن است .
چه بسا کسى چیزى را از خدا بـخواهد که بـه مصلحتـش نیست و چون خداى عزوجـل ارحم الراحمین است و به بندگانش لطف دارد , قطعا مصلحت بـنده اش را مى خواهد و لذا اگر در حالى که مطلب درخواستى بـه مصلحت سوال کننده نباشد , به اجابت برسد , قطعا قبیح است و خداى سبـحان از هر قبیحى منزه است , یا اینکه ممکن است مطلب درخواستى غیر ممکن باشد یا داراى مفسده اى چه در کوتاه مدت و چه در دراز مدت بـراى درخواست کننده باشد , که ما بیشتر بر درگاهش عجز و لابـه کنیم و بـه خاک افتـیم و دعا و نیایش نمائیم و اگر در این دنیا , دعاى ما طبق مصالحى که بسیارى از آنها بر ما پوشیده است به استجابـت نرسد , قطعا بر سرمایه آخرتمان افزوده مى شود و اجر و پاداش ما را عندالله زیادتر مى کند .
به هر حال لازم است انسان در هر حال از خدا بـخواهد و دعا کند . معاویه بـن عمار از امام صادق علیه السلام مى پـرسد : جانم بـه قربانت ! چه مى فرمایید درباره دو نفر که بـا هم وارد مسجد شدند , یکى بـیشتر نماز مى خواند و دیگرى بـیشتر دعا مى کند , کدام یک بـرتـرند ؟ حضرت پـاسخ مى دهد : هر دو کار نیکى انجام مى دهند .
عرض مى کند : دانستـم ولى کدام یک بـه هر حـال بـرتـر اسـت ؟ مى فرماید : او که بیشتر دعا مى کند . آیا نشنیدى که خداى سبحان مى فرماید: [ ادعونى استجب لکم] . دعا همان عبادت بزرگ است .
یکى دیگر از شرایط استجابـت دعا این است که انسان بـه پیمانى که با خدا بسته است وفادار باشد .
پیمان بـا خدا این است که در بـرابـر احـکـام و اوامرش اطاعـت کـنیم و سـر فـرود آوریم و از دستورهاى الهى سرپیچى ننمائیم , در آن صورت اگر درخواستى کردیم , بى گمان مورد استجابت قرار مى گیرد .
شخصى از امام صادق علیه السـلام پـرسـید : خـدا مى فرماید : [ ادعونى استـجـب لکم] و بـا این حـال ما هرچـه دعا مى کنیم بـه استجابت نمى رسد ؟ ! حضرت فرمود : روا نشدن دعاهایتان بـراى این اسـت که شما بـه عهد و پـیمان خـود بـا خـداوند وفا نمى کنید .
خداوند مى فرماید: [ اوفوا بعهدى اوف بعهدکم ] بـه پیمان من وفادار بـاشـید , من هم بـه پـیمانم وفـا مى کنم. [ والله لو وفیتم الله لوفى لکم ] به خدا قسم اگر وفا کنید , خدا نیز وفا مى کند .

               شرایط دیگر استجابـت دعا , دانستـن جهت و روش دعا


شرایط دیگر استجابـت دعا , دانستـن جهت و روش دعا کردن است .
در روایتـى که نویسنده کتـاب[ نورالثقلین ] نقل کرده , راوى از امام صادق علیه السلام مى پـرسد : چرا دعاى ما بـه استـجـابـت نمى رسـد ؟ حـضرت مى فرماید : بـاید روش دعا کردن را بـیاموزید .
سوال مى کند : روش چیست ؟ مى فرماید : [ تـبـدا فتـحمد الله و تـذکر نعمه عندک ثم تـشکره ثم تـصلى على النبـى و آله ثم تـذکر ذنوبـک فتقر بـها ثم تستعیذ منها , فهذا جهه الدعاء] در آغاز دعا , خدا را ستایش مى کنى و نعمتهایش را بـه یاد مى آورى سپـس شکر و سپاس مى کنى و بر پیامبر و اهل بیتش درود مى فرستى , سپس گناهانت را یادآور مى شوى و بـه آنها اعتـراف مى کنى و بـه خدا پناه مى برى . این روش دعا کردن است .

               شرط دیگر دعا صلوات است

 
در روایتـى حارث بـن مغیره از امام صادق علیه السلام نقل مى کند که فرمود : هرگاه خواستى دعا کنى , خدا را ستایش و تمجید و حمد و تسبـیح و تهلیل کن و پس از حمد و ثناى پروردگار , بر محمد و آلش صلوات و درود بـفرست , سپس دعاى خود را با خدایت مطرح کن .
امام صـادق عـلیه السـلام طى روایت دیگرى مى فرماید : هر که از خدا چیزى را بـخواهد , پـس بـاید در آغاز , بـر محمد و آل محمد درود فرستد سپس حاجتش را بیان کند و بعد از آن دوباره با صلوات بر پیامبر و اهل بیتش , سخنش را به پایان بـرساند , همانا خداى عزوجل کریم تر از آن است که دو طرف دعا را که صلوات مى بـاشد بـپذیرد و خود درخواست را که در وسط قرار دارد , رها نماید .

               آخرین شرط استجابت دعا


آخرین شرط استجابت دعا شناخت است که شرط بـسیار دشوارى است .
البته شناخت از شخـصى بـا شخـص دیگر تـفاوت دارد . قطعا شناخـت واقعى نزد پیامبر و خاندان معصومش است و بـس , ولى بـهر حال هر کس بـاید تا اندازه اى خدا شناس بـاشد . در کتاب توحید از امام کاظم علیه السلام روایت شده که فرمود : گروهى از امام صادق علیه السلام پـرسیدند : چرا خدا را مى خوانیم و اجابـتـمان نمى کند ؟ فرمود : زیرا کسى را مى خوانید که او را نمى شناسید .
از خـداى متـعال خـالصانه درخـواسـت مى نماییم خـود را بـه ما بشناساند[اللهم عرفنى نفسک] تا در این ایام و لیالى مبارک قدر که ایام دعا و استجابت دعا است , توفیق دعا کردن را بیابیم و بـا شناخـت و معرفت خـدا را بـخـوانیم و بـه خـواسـت خـداوند دعاهایمان به استجابت رسد و مقبول درگاه ذات مقدسش قرار گیرد .

 

 

 

 

دعا را شرایطی است . شرط اولش این است که واقعا خواستن و طلب در وجود انسان پیدا شود و تمام ذرات وجود انسان ، مظهر خواستن گردد ، واقعا آنچه می خواهد به صورت یک احتیاج و استدعا و حاجت درآید ، همان طوری که اگر در یک نقطه بدن یک احتیاجی پیدا شود تمام اعضا و جوارح شروع می کنند به فعالیت و حتی ممکن است عضوی به مقدار زیادی از کار خود بکاهد برای رفع احتیاجی که در فلان نقطه بدن پیدا شده است .اگر مثلا تشنگی بر انسان غلبه کند اثر تشنگی در وجناتش پیدا می شود ، حلق و کبد و معده و لب و زبان و کام همه آب می گویند . اگر هم در آن حال بخوابد آن را به خواب می بیند ، چون واقعا بدن محتاج به آب است . احتیاج روحی و معنوی انسان که جزئی از عالم خلقت است نسبت به کل جهان همین طور است .روح انسان جزئی است از عالم وجود . اگر واقعا خواهش و احتیاجی در وجودش پیدا شود ، دستگاه عظیم خلقت او را مهمل نمی گذارد . فرق است بین خواندن دعا و دعای واقعی . تا دل انسان با زبان هماهنگی نداشته باشد دعای واقعی نیست .

 

باید در دل انسان جدا و واقعا خواست و طلب پیدا شود ، حقیقتا در وجود انسان احتیاج پدید آید که :


هر چه رویید از پی محتاج رست
تا بیابد طالبی چیزی که جست
هر که جویا شد بیابد عاقبت
مایه اش درد است و اصل مرحمت
هر کجا دردی دوا آنجا رود
هر کجا فقری نوا آنجا رود
هر کجا مشکل جواب آنجا رود
هر کجا پستی است آب آنجا رود
آب کم جو تشنگی آور به دست
تا بجوشد آبت از بالا و پست


«امن یجیب المضطرإذا دعاه و یکشف السوء » : آیا کیست که مضطر را هنگام نیاز اجابت کند و بدی را از وی دور سازد ( او بهتر است یا این بتهای ناتوان ؟ ) ( نمل ، 62 )


ایمان و اعتماد به استجابت

 

 در حدیث است : " « إذا دعوت فظن حاجتک بالباب » (بحارالانوار ، ج 93 ، ص . 305 ) یعنی آن گاه که دعا می کنی حاجت خود را دم در آماده فرض کن . علی بن الحسین زین العابدین علیهما السلام در دعای معروف ابوحمزه که امید و اطمینان در آن موج می زند و آن حضرت در سحر ماه مبارک رمضان می خوانده است اینچنین به خدای خود می گوید :« اللهم إنی أجد سبل المطالب إلیک مشرعة ، و مناهل الرجاء لدیک مترعة ، و الاستعانة بفضلک لمن أملک مباحة ، و أبواب الدعاءإلیک للصارخین مفتوحة ، و أعلم أنک للراجین بموضع إجابة و للملهوفین بمرصدإغاثة ، و أن فی اللهف إلی جودک و الرضا بقضائک عوضا من منع الباخلین ، و مندوحة عما فی أیدی المستأثرین ، و أن الراحل إلیک قریب المسافة ، و أنک لا تحتجب عن خلقک إلا أن تحجبهم الامال دونک » :یعنی بار الها ! من جاده های طلب را به سوی تو باز وصاف ، و آبشخورهای امید به تو را مالامال می بینم . کمک خواستن از فضل و رحمت تو را مجاز ، و درهای دعا را به روی آنان که تو را بخوانند و از تو مدد بخواهند باز وگشاده می بینم ، و به یقین می دانم که تو آماده اجابت دعای دعا کنندگان و در کمین پناه دادن به پناه خواهندگان هستی ، و نیز یقین دارم که به پناه بخشندگی تو رفتن و به قضای تو رضا دادن ، کمبودهای بخل و امساک بخل کنندگان و ظلم و تعدی ستمکاران را جبران می کند . و هم یقین دارم که آن کس که به سوی تو کوچ کند راه زیادی تا رسیدن به تو ندارد . و یقین دارم چهره تو در پرده نیست ، این آمال و اعمال ناشایست بندگان است که حجاب دیده آنها می گردد .


مخالف نبودن با سنن تکوین و تشریع


شرط دیگر دعا این است که بر خلاف نظام تکوین یا نظام تشریع نباشد . دعا استمداد و استعانت است برای اینکه انسان به هدفهایی که خلقت و آفرینش و تکوین برای او قرار داده و یا تشریع و قانون آسمانی الهی که بدرقه تکوین است معین کرده ، برسد . دعا اگر به این صورت باشد شکل یک حاجت طبیعی به خود می گیرد و دستگاه خلقت به حکم تعادل و توازنی که دارد و هر جا احتیاجی هست فیض و مدد می رسد ، او را یاری و کمک می کند . و اما خواستن و طلب چیزی که بر خلاف هدف تکوین یا تشریع است ، مانند خواستن خلود در دنیا یعنی عمر جاویدان که مرگ هرگز به سراغش نیاید یا خواستن قطع رحم ، قابل استجابت نیست ، یعنی این گونه دعاها مصداق واقعی دعا نمی باشند .


هماهنگی سایر شؤون دعا کننده


شرط دیگر اینکه سایر شؤون زندگی انسان با دعا هماهنگی داشته باشد . یعنی آنها با هدف تکوین و تشریع هماهنگی داشته باشند ، دل ، پاک و صاف باشد ، کسب و روزی ، حلال باشد ، مظالم مردم بر گردن نداشته باشد . در حدیث است از امام صادق ( ع) :« إذا أراد أحدکم أن یستجاب له فلیطیب کسبه ، و لیخرج من مظالم الناس . وإن الله لا یرفع إلیه دعاء عبد و فی بطنه حرام ، » « أو عنده مظلمة لاحد من خلقه» " (بحار اعنوار ، ج 93 ، ص . 321)یعنی هرگاه یکی از شما بخواهد دعایش مستجاب شود ، کار و کسب و راه در آمد و روزی خود را پاکیزه کند و خود را از زیر بار مظلمه هایی که از مردم برعهده دارد خلاص کند ، زیرا دعای بنده ای که در شکمش مال حرام باشد به سوی خدا بالا برده نمی شود .


مورد دعا نتیجه گناه نباشد


شرط دیگر اینکه حالتی که بالفعل دارد و آرزو دارد آن حالت تغییر و حالت بهتری پیدا کند ، نتیجه کوتاهی و تقصیر در وظایف نباشد . و به عبارت دیگر ، حالتی که دارد و دعا می کند آن حالت عوض شود ، عقوبت و نتیجه منطقی تقصیرات و گناهان او نباشد ، که در این صورت ، تا توبه نکند و علل و موجبات این حالت را از بین نبرد آن حالت عوض نخواهد شد. مثلا امر به معروف و نهی از منکر واجب است . صلاح و فساد اجتماع بستگی کامل دارد به اجرا و عدم اجرای این اصل . نتیجه منطقی ترک امر به معروف و نهی از منکر این است که میدان برای اشرار باز می شود و آنها بر مردم مسلط می گردند . اگر مردم در این وظیفه خود کوتاهی کنند و به عقوبت و نتیجه منطقی این کوتاهی مبتلا شوند و آن وقت بخواهند ابتلاهای خود را با دعا رفع کنند ، ممکن نیست .

 

 راه منحصر این است که توبه کنند و دو مرتبه در حدود امکانات خود امر به معروف و نهی از منکر  بکنند ، البته در این صورت تدریجا به هدف و مطلوب خود خواهند رسید . «إن الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بأنفسهم »" (رعد ، . 11 ) سنت الهی این است که مادامی که مردمی وضع و حالت خود را در آنچه به خودشان مربوط است تغییر ندهند ، خداوند سرنوشت آنها را تغییر نمی دهد . در احادیث معتبره وارد شده است : « لتأمرن بالمعروف و لتنهن عن المنکر أو لیستعملن علیکم شرارکم ، فیدعو خیارکم فلا یستجاب لهم » " (کافی ، ج 5 ) (باید امر به معروف و نهی از منکر کنید ، و گرنه بدان شما بر شما مسلط خواهند شد و آنگاه نیکان شما دعا می کنند و دعاهای آنها مستجاب نخواهد شد ). در حقیقت ، این گونه دعاها نیز بر خلاف سنت تکوین و تشریع است . همین طور است آدمی که عمل نمی کند و تنها به دعا می پردازد . او نیز کاری بر خلاف سنت تکوین و تشریع می کند .

 

امیرالمؤمنین ( ع ) می فرماید : «الداعی بلا عمل کالراعی بلا وتر » (بحار الانوار ، ج 93 ، ص . 312) یعنی آن که عمل نمی کند و دعا می کند ، مانند کسی است که با کمانی که زه ندارد می خواهد تیراندازی کند . یعنی عمل و دعا مکمل یکدیگرند ، دعای بدون عمل اثر ندارد .


دعا نباید جانشین فعالیت قرار گیرد

 

یعنی پنج دسته اند که دعای آنها مستجاب نمی شود ، یکی دعای آن کس که زنی دارد که او را اذیت می کند و از دست او به تنگ آمده و تمکن دارد که مهر او را بپردازد و او را طلاق بدهد ، اما طلاق نمی دهد و پیوسته می گوید خدایا ! مرا از شر این زن راحت کن ، دیگر کسی که برده ای دارد که مکرر فرار کرده و باز هم او را نگه داشته و می گوید خدایا ! مرا از شر او راحت کن ، در صورتی که می تواند او را بفروشد ، سوم کسی که از کنار دیوار کج مشرف به سقوط عبور می کند و می بیند عن قریب سقوط می کند ، اما او دور نمی شود و پیوسته دعا می کند که خدا جان او را حفظ کند ، چهارم کسی که مالش را به دیگری قرض داده اما کوتاهی کرده و شاهد نگرفته و پولش بدون سند پیش طرف مانده و او نمی دهد و این پیوسته دعا می کند و از خداوند می خواهد که پولش را به او برگرداند ، در صورتی که از اول در اختیار خود او بود که تا سند و شاهد نگیرد آن پول را به قرض ندهد ،

 

 پنجم کسی که در خانه اش نشسته و کار و کسب را رها کرده و پیوسته می گوید : «اللهم ارزقنی » ( خدایا بمن روزی برسان) . بدیهی است که منحصر به این پنج مورد نیست . این پنج مورد به عنوان مثال آورده شده برای مواردی که انسان تمکن دارد که از راه عمل و تدبیر به هدف و مقصد خود برسد و معذلک کوتاهی می کند و می خواهد دعا را جانشین عمل قرار دهد . خیر ، این طور نیست . دعا در نظام خلقت برای این نیست که جانشین عمل شود . دعا مکمل و متمم عمل است نه جانشین عمل .

 

شرط دیگر این است که واقعا مظهر حاجت باشد . در موردی باشد که انسان دسترسی به مطلوب ندارد ، عاجز است ، ناتوان است ، اما اگر خداوند کلید حاجتی را به دست خود انسان داده و او کفران نعمت می کند و از به کار بردن آن کلید مضایقه دارد و از خدا می خواهد آن دری را که کلیدش در دست دعا کننده است به روی او باز کند و زحمت به کار بردن کلید را از دوش او بر دارد ، البته چنین دعایی قابل استجابت نیست . این گونه دعاها را نیز باید از نوع دعاهای مخالف سنن تکوین قرار داد . دعا برای تحصیل توانایی است . دعا در صورتی که خداوند توانایی مطلوب را به انسان داده است از قبیل طلب تحصیل حاصل است . به همین جهت پیشوایان دین فرموده اند : «خمسة لا یستجاب لهم » " (بحار اعنوار ، ج 93 ، ص . 356 ) . شرط دیگر دعا ایمان و یقین است ، ایمان به رحمت بی منتهای ذات احدیت ، ایمان به اینکه از ناحیه او هیچ منعی از فیض نیست ، ایمان داشته باشد که در رحمت الهی هیچگاه به روی بنده ای بسته نمی شود ، نقص و قصور همه از ناحیه بنده است .